سرمقاله به قلم عضو اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین؛
یک عضو اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین، معتقد است: در اجرای الزامات و بندهای توافق شده در تفاهم نامه همکاری ایران و چین به ویژه در بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات، مسئولان اجرایی کشور باید به شیوه‌ای عمل کنند که منافع دو سویه ایجاد گردد و اصطلاحاً همکاری بر پایه اصل برد-برد باشد.

سعید اشتیاقی، فعال اقتصادی و عضو اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین در سرمقاله شماره 77 ماهنامه نسل چهارم نوشت:

آنگونه که همه می‌دانیم، چندی پیش و براساس مذاکرات صورت گرفته میان دو کشور ایران و چین هر دو کشور تفاهم کردند که در حوزه‌های مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و... به صورت بلند مدت با یکدیگر همکاری مشترک داشته باشند.
در بخش‌های دیگری از این تفاهم نامه همکاری بنا شده است تا دو کشور در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات نیز با یکدیگر همکاری داشته باشند و طرف چینی نسبت به انتقال دانش و ارتقاء فناوری همکاری‌های مطلوب و موثری با طرف ایرانی داشته باشد و نسبت به بهبود وضعیت چه در زیرساخت و چه در نرم‌افزار اهتمام ورزد.
با توجه به شفاف نبودن بخش‌های بسیار زیادی از این تفاهم نامه همکاری و سند 25 ساله آن که افکار عمومی ایران را تا حدودی حساس ساخته است نظرات خود را درباره الزامات اساسی که ایران باید در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات دنبال کند در ادامه خواهم آورد. لازم به توضیح است که نظرات ذیل بیانگر موضع اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین نیست و صرفاً دیدگاه‌های شخصی اینجانب است.
همکاری بر پایه برد-برد
در اجرای الزامات و بندهای توافق شده در این تفاهم نامه همکاری به ویژه در بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات مسئولان اجرایی کشور باید به شیوه‌ای عمل کنند که منافع دو سویه ایجاد گردد و اصطلاحاً همکاری بر پایه اصل برد-برد باشد. فناوری اطلاعات و ارتباطات قلمرو حساس و آینده داری است که تضمین امنیت، توسعه، بهره‌وری و... بسیاری شاخص‌های دیگر در گرو آن است.
از این رو، ضروری به نظر می‌رسد که در گام اول انتقال فناوری و دانش فنی در این حوزه به ایران انجام شود. به این وسیله نیروی انسانی تحصیلکرده و سرمایه اجتماعی متخصص ما به کار گرفته شده و از این محل بتوان مرهمی بر آمار رو به رشد بیکاری جوانان گذاشت. برخی در ابتدا به غلط عنوان می‌کردند که چینی‌ها قرار است نیروی انسانی و کارگران خود را نیز در بخش‌هایی که مورد توافق قرار گرفته به کار گیرند در حالی که با یک محاسبه بسیار ساده می‌بینیم که اصلاً مزیت جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی انعقاد این تفاهم نامه، برخورداری از نیروی کار ارزان قیمت بوده که برای چین نافع به نظر رسیده و پای کار آمده است.
همه چیز به خودمان بر می‌گردد
کشور چین دستکم در 20 سال گذشته به ویژه در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات پیشرفت‌های فراوانی به دست آورده و توانسته خود را به عنوان یکی از غول‌های فناوری مطرح سازد. از سوی دیگر، با توجه به برخورداری از یک پنجم جمعیت جهان و جلب همکاری شرکت‌های مختلف از ایالات متحده تا اروپا توانسته در جایگاه دومین اقتصاد بزرگ جهان قرار گیرد.
صرفنظر از انتقادهای فراوانی که به این نوع همکاری مطرح شده است، به شخصه معتقدم باید افکار عمومی ایران را به صورت کامل اقناع نمود و به پرسش‌های جامعه پاسخ روشن داد. با این حال، ایجاد پنجره‌ای برای همکاری تجاری، سیاسی و فناوری در شرایطی که امکان همکاری با دیگر اقتصادهای بزرگ جهان میسر نیست را باید به دیده فرصت نگریست.
به عبارت دیگر، اجرای این تفاهم نامه در دست ما مسئولان اجرایی کشور است و هر طور با آن رفتار کنند نتیجه همان خواهد بود. اگر با دید منافع زودگذر و در اندیشه گذراندن فردا به دنبال چینی‌ها باشیم و به آینده فکر نکنیم بدون شک چیزی بیشتر از آن نصیب کشور نخواهد شد. باید به تجربه همکاری کشورهای صنعتی با چین نگاه کنیم و از آن‌ها الگو برداری کنیم. سپس با در نظر گرفتن شرایط کشور و الزامات آینده مملکت حوزه‌های نیازمند بازسازی و ارتقاء را شناسایی نموده و با استفاده از نیروهای متخصص جوان فضا را به سوی بهبود و ساختن سوق دهیم.
دانش فنی وارد کنیم
صنعت ایران برای سال‌ها به کار مونتاژ و مهندسی معکوس مشغول است. حال آنکه بسیاری از حوزه‌ها سابقه تغییر پارادایم و آغاز به تولید را داشته‌اند. صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات به نسبت از قدمت کمتری برخوردار است اما متأسفانه در این حوزه هم ما همچنان به مونتاژ مشغول هستیم.
وجود این دیدگاه و استراتژی صنعتی آسیب‌زا است. با وجود انعقاد تفاهم نامه 25 ساله با چین و آغاز فعالیت آن‌ها در حوزه‌های مورد توافق باید به دید تولید با این مسئله برخورد کنیم. یعنی دانش فنی مورد نیاز را به همراه تجهیزات اصلی به کشور وارد کنیم و از همه مهم‌تر از وجود افراد متخصص، با سواد و مسلط به این حوزه استفاده کنیم تا طرف چینی نتواند اصطلاحاً ما را دور بزند و منافع خود را دنبال کند.
ورود دانش فنی به معنای جدا شدن از مونتاژ است و چنانچه تجهیزات روز دنیا با دقت و موشکافی فراوان خریداری شده و به کشور وارد شوند، با توجه به پیشرفت‌هایی که در سال‌های گذشته گروه‌های استارت‌آپی جوان و دانش بنیان ایرانی داشته‌اند بر سرعت بهبود و مداوای صنعت افزوده خواهد شد. یعنی ما با یک برنامه‌ریزی اصولی، بهره‌گیری از نیروی انسانی در جای خود و ریل‌گذاری صحیح از فروشنده کالای چینی به تولید کننده کالای ایرانی ارزان و قابل رقابت از نظر کیفی تبدیل خواهیم شد.
سخن پایانی
جامعه ایران به واسطه بروز بسیاری مسائل نگاه مساعدی به همکاری با چین ندارد اما به نظر شخصی نگارنده مزیت‌های فراوانی در همکاری برد-برد با کشور چین وجود دارد. وقتی می‌گوییم همه چیز دست خودمان است به این معنا است که می‌توانیم تجربه تلخ قبلی در خشک کردن تالاب‌ها برای رسیدن به استخراج ارزان‌تر را تکرار کنیم و یا اینکه با مطالعه و تفکر در شرایط و نیازهای کشور این تفاهم نامه را به صورتی اجرا کنیم که بخش‌های مختلف صنعت، اقتصاد و فناوری زیر اثر اجرای آن به سوی مداوا، رشد و ارتقا حرکت کنند.
همچنین گذار از انرژی موضوعی است که ایران در آینده به شدت از آن آسیب خواهند دید. در آینده بسیار نزدیک ارزش نفت به اندازه اکنون استراتژیک و بالا نخواهد بود بنابراین به واسطه این قرارداد اگر تضمین بیست و پنج ساله‌ای برای خرید نفت ایران وجود داشته باشد، باید به فال نیک گرفت. همچنین چندی پیش روسیه هم با چین قراردادی 25 ساله به ارزش 117.5  میلیارد دلار برای خرید 25 سال نفت روسیه امضاء کرد. پس این شکل تفاهم نامه‌ها صرفاً مختص به ما نیست و چین با 80 کشور قرارداد تجاری دراز مدت دارند.
امید است که دولت با در نظر گرفتن تجربه و دیدگاه‌های بخش خصوصی به ویژه فعالان اقتصادی، اعضاء و هیئت مدیره اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین اجرای این تفاهم نامه را به نفع ایران و با بهترین حالت صورت دهد.

انتهای پیام

تازه ها