1397, خرداد 29 - 16:55
دسته بندی: 
"سی سال قبل ‌برای طراحی یک گوشی موبایل باید ۳۰ مدار مجتمع را انتخاب می کردیم و تولید ارزش افزوده می نمودیم. اینک سازندگان گوشی از تعداد انگشتان یک دست فراتر نیستند و مجموعه چیپ های محدود دو سه تولید کننده جهانی را مصرف می کنند.در بخش تولید ایستگاه موبایل علی رغم تلاش های دولت، سازندگان بومی تعطیل و مهندس هایشان به کانادا صادر شدند و احدی در مورد ارزش استراتژیک این محصول احساس مسئولیت نکرد. فی الواقع چنین مسئولیتی برای کسی در سیستم ما تعریف نشده بود. در اخبار همین روزها آمد که در امریکا برای ورود و نصب تجهیزات یک تولید کننده خاور دور که از قضا در ایران هم فعال است محدودیت گذاشته اند".
دکتر علی فتوت احمدی، دانشیار دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف و نائب رئیس هیات مدیره سندیکای صنعت مخابرات ایران در سرمقاله‌ شماره 33 ماهنامه نسل چهارم، نوشت: 

نویسنده ۲۷ سال در لباس مدرس و محقق دانشگاه و کارآفرین صنعتــی و فعــال کمیتــه های برنامه های عمرانی در مخابرات با مشکلات این بخش آشنایی دارد. مطالب ذیل نیاز به شرح و مصادیق مختلف دارد. امیدوارم در میزگردها مفصل تر بحث شود، اما نیاز ایجاز متن آن را بسیار فشرده و تلگرافی نموده است که به شرح ذیل به استحضار خوانندگان میرسد:

سه فضای مجزای کاری

سالهاست که در کشور در سه فضای مجزا و مختلف کار می کنیم؛

الف- در فضای سیاسی صرف، مصالح کشور را دنبال می کنیم،

ب- در فضای اقتصادی صرف، به دنبال انتقال تکنولوژی و مشارکت با خارجی ها هستیم،

ج- در فضای علمی صرف، در دانشگاه ها تدریس و تحقیق در زمینه های هایتک انجــام می دهیم، تصمیم گیران سیاسی مجریان اقتصادی را فقط به صورت عامل انجام امور در نظر می گیرند و مجریان اقتصادی بعضا انگار در بازار آزاد فعالیت می کنند و اساتید دانشگاه هم ناامید از به کار گرفته شدن، کار علمی و نوعا برای حل مسائل جهانی اقدام می کنند. بخش سیاست گذار فقط مایل به استفاده ابزاری از تکنولوژی است و بخش متخصصان تکنولوژی کشور مانند این حقیر هرگز در هم تنیدگی اقتصاد این صنعت و سیاست را روشن ننموده است. کاملا مشخص است که در این سه مسیر وفاق وجود ندارد و مشورت ناپذیری هم مزید بر علت شده است. سالهاست در این زمینه ها مدیران اجرائی بر این باورند ما در این بخش ها ارزش افزوده نداریم و فقط باید متمرکز بر توسعه خدمات و واردات از فروشندگان خارجی باشیم. حتی قائل به سازوکار اجرائی برای جذب تکنولوژی توسط عوامل داخلی هم نیستند و حتی تاکیدی ندارند که شرکت خارجی باید نماینده توانمند داخلی داشته باشد؛ بنابراین اعتقاد، مایل به ارتباط مستقیم با فروشنده خارجی و به زعم خویش خرید ارزانتر هستند.اکثرا اینگونه مدیران در بخش اقتصادی، صنعت HiTech را بر مبنای عینک صنعت Medium Tech و یا حتی Low Tech مورد قضـاوت قرار می دهند و تفاوتی بین فروشنده تجهیزات اداری با تجهیزات پیشرفته مخابراتی قائل نیستند.

مشکل جدید دیگر دید مثبت داشتن در زمینه IT و دید منفی در زمینه CT است که تمام تصمیم گیران کشور را مسحور کرده است. آنها با اطمینان کامل فیس بوک، اوبر، گوگل و Airbnb را ملاک قرارداده و نسخه برای آینده کشور میپیچند. غافل از اینکه اولا غربیان به ملاک چون که صد آمد نود هم پیش ماست بر مبنای توسعه تکنولوژی های سخت افزاری که توسعه داده اند زمینه رشد بعدی را در این بخش می بینند. از سوی دیگر در عمل هم دیده ایم که در بخش IT هم سرمایه گذاری جدی لازم است. نویسنده در ده سال اخیر یک بار اوبر را اختراع و چند سال بعد کشف کردم. خوشبختانه در هر دو بار به دلائلی به دنبال آن نرفتم. امروز از این انتخاب خوشحالم چون می بینـم چقــدر سرمـــایـه گذاری در این بخش شده است و ورود ما جز یاس و حرمان فایده ای نداشت.

در فضای اقتصادی مدیران اجرائی بارها شرکت ها را ترغیب به مشارکت با خارجی ها و قراردادن مهندس های خودمان پشت سر متخصصان خارجی و یادگرفتن کار نموده اند. متاسفانه توجه به این موضوع وجود ندارد که تکنولوژی امروز با ۳۰ سال قبل فـرق دارد و آن کس که به ایران می آید در حد تکنسین نصب است و با پشت سر او ایستادن فقط نصب نرم افزار و تنظیم پارامترهای پیکربندی و اتصالات را می بینیم که آنهم توسط اکسپات های ترک و مانند آن انجام می گیرد. مجتمع و پیچیده شدن تکنولوژی ها و صعود چینی ها در بازار، شرکت های غربی را از نشر جزئیات طراحی ها باز داشته است. یکی از اساتید مرحوم شده بنده ۵۰ سال قبل با مطالعه شخصـــی و عمیـــق نقشــه تلویزیــون های آلمانی در پارس الکتریک چنان تسلطی به مدارات فرکانس رادیوئی پیدا کرد که خود بعدها  اختراعات و ابداعات مفصل در خارج از کشور نمود. امروز برای نصب یک ایستگاه موبایل اموزش سازنده در حدی است که یک دیپلمه به راحتی از پس آن برمی آید و مستندات به قدری کلی است که از عمق تکنولوژی فقط در حد چند کلام استفاده می شود. با کپی نرم افزار هم به جائی نمی رسیم چون کمپانی سازنده دو سه هفته یک بار نرم افزار کنترلی جدید تولید می کند و نداشتن ارتباط منسجم منجر به استفاده از نرم افزار قدیمی و استفاده از ریبوت به عنوان راه حل و فی الواقع ناتوانی از استفاده از تمام توان فنی دستگاهی که با هزینه زیاد خریده ایم می گردد.

متاسفانه برخی مدیران اجرائی در گذشته و در مواجهه با شرکت های تولید کننده داخلی با زیر پا گذاشتن تمام اصول قانون و شرع و عرف و با تحمیل قراردادهای غیرمنصفانه، پول را با سالها تاخیر داده اند، ولی برای فروشنده خارجی LC باز می نمودند.

انتظار ما چیست؟

دستاورد بخش اقتصادی و اجرائی ما در این میان توسعه شبکه تلفن همراه کشور است که در لابلای خصوصی سازی و قهر و خروج فروشندگان خارجی فراهم شده است. اتوماسیون اداری  و خدمات رسانی الکترونیکی در کشور فعال شده است. سیستم بانکی به واسطه نیاز به امنیت در بسیاری مسائل رشد کرده است که همه نیاز به تشکر دارند.در مقابل این دستاورد حتی یک شرکت خارجی از امکانات طراحی کشور و‌مهندسین داخلی جهت صادرات استفاده نکرده است. در مذاکرات با شرکت ها بازار داخل را عملا با استیصال تقدیم کرده ایم و در دور اول تحریم ها که متاسفانه بوی دور دوم نیز به مشام می رسد برای نگه داشتن فروشندگان، همه بخش های باقی مانده را هم به آنان واگذار کردیم که در مواردی آن هم اثر نداشت.

تغییر تکنولوژی و عدم حساسیت ما

سی سال قبل ‌برای طراحی یک گوشی موبایل باید ۳۰ مدار مجتمع را انتخاب می کردیم و تولید ارزش افزوده می نمودیم. اینک سازندگان گوشی از تعداد انگشتان یک دست فراتر نیستند و مجموعه چیپ های محدود دو سه تولید کننده جهانی را مصرف می کنند.در بخش تولید ایستگاه موبایل علی رغم تلاش های دولت، سازندگان بومی تعطیل و مهندس هایشان به کانادا صادر شدند و احدی در مورد ارزش استراتژیک این محصول احساس مسئولیت نکرد. فی الواقع چنین مسئولیتی برای کسی در سیستم ما تعریف نشده بود. در اخبار همین روزها آمد که در امریکا برای ورود و نصب تجهیزات یک تولید کننده خاور دور که از قضا در ایران هم فعال است محدودیت گذاشته اند.

مثال اینترنت و فقدان دید استراتژیک

در سال های اول با به وجود امدن اینترنت و وب، ما برای اتصال و گرفتن یک دیتا شیت فنی از تلفن، دقیقه ای یک دلار برای وصل شدن به خارج استفاده می کردیم. با سال ها تاخیر بالاخره توانستیم از داخل ایران به ISP های محدود خودی وصل شویم. در آن زمان در دوره ای که امارات فیلتر داشت ما فیلتر نداشتیم و بالاخره ما هم صاحب فیلتر شدیم و‌ این بار داغ تر از بقیه. شبکه های اجتماعی به تدریج مثل بقیه دنیا مردم ما را هم مشغول کردند. فیلترکردن وایبر در همان ابتدا تبعاتی نداشت چون نه آنطور در جامعه رسوخ کرده بود و در عین حال راه حل های دیگر هم موجود بود، اما با گذشت زمان و تبادل اطلاعات واقعی و شایعات و خالی کردن دل مردم و نشر عکس های نایاب و قلب تاریخ گذشته برای نسلی که آن را تجربه نکرده و سیاه نمائی وضع موجود، اینک باز هم با تاخیر بیدار شده ایم و انتظار داریم مشکلی که به راحتی با برنامه ریزی و تفکر استراتژیک از چند سال قبل  قابل پیش بینی و حل بود، ظرف چند هفته و ماه حل شود. در این میان وظیفه متخصصان برای تبیین تبعات مثبت و منفی این تصمیم گیری ها بیش از سایرین است.

تولید نرم افزار صنعتی کار چند ماه نیست و چند سال تجربه و‌ممارست می خواهد.

راه حل داستان ساده است!

دست پنهان آدام اسمیت راهکار ویژه مدیران اجرائی ماست. شرکت ها به خودی خود صعود و نزول می کنند و وظیفه ما اعلام مناقصه و خرید است. دانشگاه اصلا ربطی به ما ندارد. نه لزومی دارد از آنها برای آینده نگری و توسعه تکنولوژی و تربیت نیروی انسانی منابعی اختصاص دهیم و نه احتیاجی به دخیل کردن آنها در تبیین نقشه راه داریم. این تفکرات و تحریم های درونی و بیرونی که تجمیع شود می تواند متخصصان را ناامید و مهجور سازد.در مقابل، راه حل ساده ای وجود دارد. اولا باید وفاق حاصل شود و از تجارب گذشته استفاده کنیم. علی رغم مشکلات موجود باید زمینه هائی را برای توسعه تکنولوژی در کشور انتخاب کنیم. در این زمینه ها باید به تربیت نیرو در دانشگاه بپردازیم و زمینه ساز تحقیقات پیشرفته در آنها باشیم. در زمینه سیاسی باید با انها که با ما کنار می آیند توافق های تضمین کننده منافع دو طرف و دخیل نمودن همه آورده هایمان من جمله توان دانشگاهی و توان فارغ التحصیلان را داشته باشیم. اینها همه مستلزم استفاده از منابع عمومی در این زمینه هاست. باید با درایت کنسرسیوم هائی از شرکت های توانمند را با منابع ملی مشغول توسعه تکنولوژی های کلیدی نمائیم. در مورد قراردادهای خارجی نیز می‌توانیم به ازاء هر قرارداد مبلغ معادل ۲۰ درصد از قیمت قرارداد را برای انعقاد قرارداد توسعه تکنولوژی دقیقا در همان زمینه با دانشگاه‌ها و مراکز علمی کشور منعقد کنیم. واگذاری امور به دست پنهان بازار در دهه آینده وحتی در ماه های آینده، با خطرات تحریم ها، ما را به جایی خواهد رساند که توصیف آن در رسانه عمومی مناسب نیست و منافع ملی را خدشه دار می سازد!

انتهای پیام

 

افزودن دیدگاه

تازه ها